تبليغاتX
آسمان تنها

خانه دوست کجاست

در فلق بود که پرسید سوار

آسمان مکثی کرد

رهگذرشاخه نوری که به لب داشت

به تاریکی شنها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت کوچه باغی است

که از خواب خدا سبز تر است

و در ان عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فواره جاوید اساطیرزمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد

در صمیمیّت سیال فضا

خش خشی می شنوی

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا

جوجه بردارداز لانه نور

و از او می پرسی ... خانه دوست کجاست؟

 

+ نوشته شده توسط سمیه در شنبه 25 اسفند1386 و ساعت 9:48 |

حالا که آمدای چرا این قطار ایستاده است

حالا که آمدای چرا این قطار بر نمی گردد

حالا که آمدی گریه نمی کنم

حالا که آمدی کیفت را باز کن دستمالی به من بده

حالا که آمدی نه شاعرم نه عاشق فقط این پنجره را ببند تا دلم نگیرد

حالا که آمدی سلام

حالا که نمی روی خداحافظ ای همه سوزن بانهای آن مسیر دوردست

حالا که آمدی از این چمدان می ترسم این چمدان را به دریاهای دور می اندازم

آه ... حالا که آمدی دلم برای این ماه و این ستاره می سوزد

امشب چگونه سر بر بالش خواب می گذارند با این همه بیداری

 

حالا که آمدی آن سوزن بان را بد عادت نکن

بگو که خیال سفر نداری

بگو که بر نمی گردی

                              حالا که امدی...

+ نوشته شده توسط سمیه در شنبه 25 اسفند1386 و ساعت 9:40 |

خداحافظ پیرهن سیاه ارباب

السلام علیک یا رسول الله صلی الله علیه و آله السلام علیک یا حسن بن علی علیه السلام السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام السلام علیک یا امیر المومنین علیه السلام السلام علیک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها

آجرک الله یا صاحب الزمان

+ نوشته شده توسط سمیه در یکشنبه 19 اسفند1386 و ساعت 10:35 |

 

امام رضا (ع) فرمودند :كسي كه مرا در دوري از وطن و غربت

 زيارت كند ، روز قيامت در سه جا  بفريادش مي رسم تا او را از

 هول ، آن سه موقف نجات دهم :

 

1-    هنگامي كه نامه هاي اعمال از طرف راست و چپ در پرواز است .

 

2-    نزد پل صراط.

 

3-    نزد ميزان كه اعمال بندگان را مي سنجند. 

+ نوشته شده توسط سمیه در شنبه 18 اسفند1386 و ساعت 10:0 |

«زخم»
من با زخم زبون هات رفیقم
مرهم بذار با حرفات، رو زخم عمیقم
با توام که داری به گریه م می خندی
کاش بیای و به من دل ببندی
تنها بودن یه کابوس شومه عزیزم
کار دل نباشی تمومه عزیزم
«رفیق من»
رفیق من، سنگ صبور غم هام
به دیدنم بیا، که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه، چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از لیلی ها
خیلی دلم گرفته از خیلی ها
نمونده از جوونی هام نشونی
پیر شدم، پیر تو ای جوونی
تنهایی بی سنگ صبور
خونه سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
 موندی و راه چاره نیست
اگر چه هیچ کس نیومد
 به تنهائیت سری نزد
اما تو کوه درد باش
 طاقت بیار و مرد باش...
اگر بیای همون جوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بی خوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاجه به نور خورشید
+ نوشته شده توسط سمیه در جمعه 17 اسفند1386 و ساعت 10:3 |

 

اصغر هاشمي کارگردان مجموعه تلويزيوني «يک مشت پر عقاب» نسبت به تغييرات صورت گرفته در اين سريال انتقاد کرد. کارگردان اين سريال گفت؛ حدود 20 درصد از سريال دچار حذف و اصلاح شده که اين کار باعث از هم پاشيده شدن شيرازه آن شده است. اصغر هاشمي در گفت وگو با ايسنا افزود؛ اين عملکرد باعث از بين رفتن ريتم و تداوم سريال و آشفتگي در شخصيت ها شده است. اصغر هاشمي در ادامه گفت؛ پلان هايي حذف شده است که حتي فکرش را نمي کردم؛ به عنوان نمونه لانگ شاتي که غزاله (با بازي خزر معصومي) و اميرحسين (با بازي حامد بهداد) وارد پزشکي قانوني مي شوند يا برخي سکانس هاي مربوط به ملاقات مهشيد و فورث با برخي ديالوگ هاي خلعتبري (با بازي رضا کيانيان) و ماهرخ (فريبا کامران).

اين کارگردان با بيان اينکه برخي صحنه هاي بسيار انساني، شرقي و بدون هيچ نکته غيراخلاقي دچار جرح و تعديل شده است، تاکيد کرد؛ يک سريال براي ساختاصغر هاشمي کارگردان مجموعه تلويزيوني «يک مشت پر عقاب» نسبت به تغييرات صورت گرفته در اين سريال انتقاد کرد. کارگردان اين سريال گفت؛ حدود 20 درصد از سريال دچار حذف و اصلاح شده که اين کار باعث از هم پاشيده شدن شيرازه آن شده است. اصغر هاشمي در گفت وگو با ايسنا افزود؛ اين عملکرد باعث از بين رفتن ريتم و تداوم سريال و آشفتگي در شخصيت ها شده است. اصغر هاشمي در ادامه گفت؛ پلان هايي حذف شده است که حتي فکرش را نمي کردم؛ به عنوان نمونه لانگ شاتي که غزاله (با بازي خزر معصومي) و اميرحسين (با بازي حامد بهداد) وارد پزشکي قانوني مي شوند يا برخي سکانس هاي مربوط به ملاقات مهشيد و فورث با برخي ديالوگ هاي خلعتبري (با بازي رضا کيانيان) و ماهرخ (فريبا کامران).

وي اضافه کرد؛ با حذف پلان هاي يک اثر تصوراتي که از سريال در ذهن مخاطب شکل مي گيرند ممکن است خطرناک تر و بدتر از حذفيات باشد. اين کارگردان درباره انتقال «يک مشت پر عقاب» از شبکه سه سيما به شبکه اول سيما گفت؛ من نيز علاقه مند به روي آنتن رفتن اين سريال در شبکه ديگري غير از يک بودم، چون اين شبکه به علت ملي و سراسري بودن نظارت آهنين تري بر برنامه مي کند.

وي در زمينه پخش «يک مشت پر عقاب» در چهار روز هفته اظهار کرد؛ اين کار تحميل سريال به مخاطب است، به ويژه در روز جمعه چرا که مردم يا در حال تماشاي فوتبال هستند يا برنامه هاي خانوادگي براي خود ترتيب مي دهند.

هاشمي با اشاره به ساعت پخش اين سريال گفت؛ پخش «يک مشت پر عقاب» در ساعتي معين تداوم ندارد، چرا که برخي شب ها شبکه اول در ساعت روي آنتن سريال ها برنامه هاي ديگري را پخش مي کند و پس از آن مجموعه ها را روي آنتن مي فرستد. در نتيجه مخاطب گيج مي شود و نمي تواند وقت خود را با سريال تنظيم کند. کارگردان « يک مشت پر عقاب» اظهار کرد؛ مديران بر اساس ضرورت هاي مد نظر خود، اين گونه برنامه ريزي مي کنند و به نظر مي آيد چندان براي آنان اهميت ندارد که سريال مخاطب داشته باشد.

وي خاطرنشان کرد؛ پخش «يک مشت پر عقاب» در چهار روز هفته مناسب نيست. ولي ما کاري نمي توانيم کنيم چون مديران تصميم مي گيرند و اجرا مي کنند. اين کارگردان در ادامه گفت؛ به نظر مي آيد مديران تمايل دارند هرچه زودتر پخش سريال را به پايان برسانند و در حقيقت از شرش خلاص شوند. هاشمي در پايان درباره بازخورد دريافت کرده از مردم نسبت به «يک مشت پر عقاب» اظهار کرد؛ هم مخاطبان هميشگي تلويزيون و هم منتقدان، سريال را دنبال مي کنند و معتقدند «يک مشت پر عقاب» از شعار و بيان مسائل تکراري به دور است.

منبع خبر : اعتماد-سینمای ما-بانی فیلم

 

+ نوشته شده توسط سمیه در جمعه 17 اسفند1386 و ساعت 9:51 |

Destiny decides who u meets in life
but it's only your heart that can decide

who gets to stay in your life.....

 

+ نوشته شده توسط سمیه در دوشنبه 13 اسفند1386 و ساعت 9:32 |

When I open my eyes every morning I pray to God


that everyone should have a friend like you....

Why should only I suffer...

 


 

 

+ نوشته شده توسط سمیه در دوشنبه 13 اسفند1386 و ساعت 9:20 |